|
سلام.....خوب هستین همگی؟شرمنده من اینقدر هم که می بینین بدقول نیستم...اما یک مدتی هم که تعطیل بودم منو انداختن توی کار نشریه...نشریه هم که خودتون می دونین پدر آدم رو در می آره تا وقتی که بخواد در بیاد...بگذریم...از فردا باز از ساعت ٧:٣٠ تا ١٢:٣٠ کارآموزی دارم تا ١٧/۶/٨٧ .دعا کنین که خوب باشه استادمون...بازدید و از این حرفاست...توی این مدت یه ٣ روزی اومدم مشهد که یک شب با خونواده رفتیم حرم...جاتون حسابی خالی بود،به من که خیلی چسبید...یک شب دیگه هم رفتیم خیابان چهارراه شهدا که از دور یه سلامی بدیم و زیرگذر حرم هم یه چرخی بزنیم.......آخه من عاشق خیابان چهارراه شهدا هستم.بابا بچه اون محله هست.منم تا همین چند وقت پیش محل زندگی همون طرفا بود که دیگه حالا عوض کردیم.محل کار بابا هم توی همون حدودا بود که دیگه دقیق نمی گم...خلاصه من خیلی خیلی اون محدوده رو دوست دارم.یه جوری توی اون راسته خیابون آروم می شم.آخه نصف شبم که بگن از اون جا برم حرم هیچ ترسی ندارم.اما الان از خونه نمی تونم پام رو بزارم بیرون...چون اصلا وارد نیستم به محدودش...بابا هم خودش خوشش نمی یاد...بابا داره دنبال خونه میگرده توی خیابان امام رضا(ع) یا چهارراه شهدا...کلنگی باشه که خودشون بسازن خیلی بهتره....اگه کسی پیدا کرد خدا خیر دنیا و آخرت رو بده بهش...لطف کنه به منم خبر بده که به بابا بگم.دیگه پرحرفی بسته اما دل پر دردی دارم...داشتم می گفتم توی راسته ی چهارراه شهدا بودیم توی ترافیک،که دیدم یکی یه دفترچه داد بهم،یکی هم از جلو به بابا داد...از گروه صادقیه بود،این گروه رو نمی شناسم اما تازگی ها دوتا کار جالب همین طوری ازشون گیر آوردم...خلاصههههههههه.....توی دفترچه یه متن جالب بود که می خواستم بنویسم توی نشریه اما بعضی ها مخالفت کردن گفتن که خیلی تند در مورد دانشگاه حرف زده...منم گفتم باشه...نمی نویسم...اما توی اینجا می نویسم...چون دلم نمی یاد ازش بگذرم...
******************************************************
قطب شمال و جنوب جغرافیایی،قطب مثبت و منفی آهن ربا و خواص آن ها را شناختم،اما نیاموختم که قطب عالم امکان،تو هستی.در زنگ شیمی-وقتی سخن از چرخش الکترون ها به دور هسته ی اتم به میان می آمد،اشارتی کافی بود تا من بفهمم تمام عالم هستی و ماسوای آن گرد وجود شریف تو می چرخند.
ای کاش در کنار انواع و اقسام فرمول های پیچیده ریاضی،فیزیک و شیمی،فرمول ساده ارتباط با تو را نیز به من یاد می دادند.
وقتی برای کنکور درس می خواندم،کسی مرا برای ثبت نام در دانشگاه معرفت و محبت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)تشویق نکرد.
کسی برایم تبیین نکرد که معرفت امام نیز مراتب دارد و خیلی ها تا آخر عمر در همان دوران طفولیت یا مهدکودک خویش درجا می زنند.
از فضای نیمه بسته ی مدرسه،وارد فضای باز دانشگاه شدم.در دانشگاه وضع از این هم اسف بارتر بود.بازار غرور و نخوت پرمشتری بود و اسباب غفلت٬فراوان و فراهم.مولای من در دانشگاه هم کسی برایم از تو سخن نگفت٬پرچمی به نام تو افراشته نبود٬کسی به سوی تو دعوت نمی کرد٬استادی برایم اوصاف تو را بیان نکرد.
پس از فراغت تحصیل نیز٬اداره ی زندگی و دغدغه ی معاش٬مجالی برای فکر کردن راجع به تو باقی نگذاشت!!!
**************************************************
به کجا داریم می ریم؟!!!خدایا خودت کمک همگیمون بکن...
دعا برای فرج آقا یادتون نره...
التماس دعا...   |